جدای از این‌که کاش زندگی هم این‌طوری می‌تونست باشه، خواب‌هام همین قدر بی‌هیجان شدن که راحت ازشون می‌گذرم :|

سه‌شنبه 27 شهریور 1397 ساعت 20:34
نزدیکای صبح داشتم یه خوابی می‌دیدم که توی خواب از شرایط پیش اومده و از یکی از انتخاب‌ها و تصمیم‌های موجود در خوابم راضی نبودم، به هر طریقی شده سعی کردم بیدار شم، یه مقدار اندکی که هشیار شدم دوباره خواببدم که یه خواب جدید با شرایط و تصمیمات جدید ببینم :|

گوشی مورد نظرم شده شصت میلیون ریال :|

سه‌شنبه 27 شهریور 1397 ساعت 16:59

تو دولت بودن هم باید خیلی جذاب باشه‌ها! ارز دولتی میدی گوشی وارد کنن، وارد میکنن و به بیش از سه برابر قیمت می‌فروشن، میری خِرِشونو می‌گیری و مابه‌التفاوت ارز دولتی و آزاد رو ازشون می‌گیری و می‌ذاری توی جیبت که حالا اسمش الکی خزانه یا چیز دیگه‌ایه و منت هم سر مردمت می‌ذاری که اولاً من ارز دولتی دادم که گوشی رو با ارز دولتی بخرید و ثانیاً با متخلفین برخورد کرده‌م!

و حالا اتفاقی که در حال وقوعه چیه؟ اینه که مردم نمی‌تونن گوشی رو به قیمتش بخرن! به قیمتِ دلار آزاد می‌خرن. دولت هم از این جریمه‌ها و دریافت مابه‌التفاوتا سود می‌کنه!

و ما مردم چقدر خوش‌بختیم :|


پی‌عنوان‌نوشت| قیمت یورو رو چک کردم دیدم گوشیه شده یازده تومن -_-

ینی می‌خوام بگم حتا تو خواب هم باید درد بکشیم :|

پنج‌شنبه 15 شهریور 1397 ساعت 15:43

جدیداً اینطوری شده که من در حالی که خیلی خوابم، نیمی از بدن و ذهنم و هرچی که به این مسئله مربوطه بیدار می‌شن، دست راستمو (یا گاهاً دست چپمو) که اونم خیلی خوابه و یه جایی زیر سَرمه یا در یه حالت پیچ‌خورده‌ای بین بالش و دیوار قرار داره و یا در هیچ حالت خاصی قرار نداره رو با درد بسیار زیادی جابه‌جا می‌کنن و در حالی که بدنم و ذهنم و هرچی که به این مسئله مربوطه غرق در دردِ ناشی از حرکتِ یک عضوِ خیلی خواب شده‌ند، دوباره به خواب می‌رند. (حس می‌کنم اولین نفری‌ام که فعل می‌روند رو به شکلِ می‌رند نوشته‌م  و ظاهر بسیار غریب و رنده‌طوری داره برام :| )

صدای پاش میاد

پنج‌شنبه 15 شهریور 1397 ساعت 05:10

هشدار!

تنها دو هفته با آغاز پائیز -که همه در آن می‌روند و هیچ‌کس در آن برنمی‌گردد- فاصله داریم :|

پنج‌شنبه 15 شهریور 1397 ساعت 04:12

ترجیح می‌دهم در انگلستان بِزی‌ام و به وطنم فکر کنم تا این‌که در وطنم مردگی کنم و به انگلستان یا هر آن کجا که باشد به جز این ویرانه و خرابه، سرایم، فکر کنم :|

( تعداد کل: 21 )
   1       2       3       4       5    >>